غزل شمارهٔ ۱۷۷ اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هر دم از خانه رخ بدر دارد
در پی عاشقی نظر دارد
هر زمان مست بر سر کویی
با کسی دست در کمر دارد
یار آن کس شود، که مینوشد
دست آن کس کشد، که زر دارد
دوست گیرد نهان و فاش کند
مخلصان را درین خطر دارد
هر که قلاشتر ز مردم شهر
پیش او راه بیشتر دارد
در خرابات ما شود عاشق
هر که سودای درد سر دارد
یار ترسای ما، مترس از کس
عاشقی خود همین هنر دارد
مزن، ای اوحدی، به جز در دوست
کان دگر خانها دو در دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان ویژگیهای عشق و عاشقی میپردازد. شاعر توضیح میدهد که هر کس در جستجوی عشق است و همواره در پی آن است. او اشاره میکند که عشق در مکانها و وقتهای مختلف به سراغ آدمی میآید و کسانی که عشق میورزند در حقیقت به دنبال یک رابطه عمیقتر هستند. همچنین بیان میکند که افرادی که در جستجوی عشق و احساسات هستند، ممکن است در برابر دیگران آسیبپذیر شوند. در نهایت، شاعر توصیه میکند که به جز در عشق، به هیچ چیز دیگر نباید دل بست، زیرا بقیه روابط نمیتوانند به اندازه عشق واقعی ارزشمند باشند.