نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۲ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

باد بویی از دو زلفت وام کرد

سوی چین آورد و مشکش نام کرد

غمزهٔ آهووش گو افگنت

تیر غم در دیدهٔ بهرام کرد

دانهٔ خالی، که بر رخسار تست

پای ما را بستهٔ این دام کرد

قامت من چون الف بود از نشاط

آن الف را دام زلفت لام کرد

نازنینا، صبح ما را همچو شام

فتنهٔ‌آن لعل خون آشام کرد

توسن دل، گرچه تندی می‌نمود

عاقبت چشم تو او را رام کرد

آتش روی تو ما را سخت سوخت

گر چه کار اوحدی را خام کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت محبوب خود اشاره می‌کند. باد بویی از موهای او می‌آورد و اشتیاق به او را افزایش می‌دهد. غمزۀ محبوب بر دل عاشق تأثیر عمیق می‌گذارد و او را در دام عشق گرفتار می‌کند. قامت و زیبایی او به شدت حیرت‌انگیز است و زلف‌هایش همچون دام او را متوقف می‌کند. صبح عاشقانه شاعر به شبی مشابه مبدل می‌شود و حتی دل شجاع و تند او نیز تحت تأثیر چشم‌های محبوب آرام می‌گیرد. در نهایت، آتش زیبایی او دل شاعر را می‌سوزاند، حتی اگر آثارش ممکن است به نظر بی‌اهمیت بیاید.