نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۴ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دل ببردی و یکی کار دگر خواهم کرد

چیست آن؟ جان به سر کار تو در خواهم کرد

دگری روی ز تیر تو اگر می‌پیچید

بمن انداز، که من دیده سپر خواهم کرد

خوبرویان همه گر در نظرم جمع شوند

من ندانم که به غیر از تو نظر خواهم کرد

اگر انکار کنندم به محبت همه خلق

تو مپندار کزین کار حذر خواهم کرد

پیش خورشید رخت غایت کوته نظریست

گر به خوبی صفت روی قمر خواهم کرد

من چو از پستهٔ خندان تو کامی یابم

طفل ره باشم، اگر یاد شکر خواهم کرد

اوحدی، عاشق اویی، ز سر جان برخیز

ورنه بنشین، که من این کار به سر خواهم کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و دلدادگی خود سخن می‌گوید و احساسات عمیقش را نسبت به محبوبش ابراز می‌کند. او می‌گوید که دلش را ربوده و برای محبوب کارهایی انجام خواهد داد. حتی اگر دیگران بخواهند از او دور شوند، راستش را فراموش نخواهد کرد و تنها به محبوبش نگاه می‌کند. همچنین اشاره می‌کند که زیبایی محبوبش چنان درخشان است که مقایسه با سایرین را ناپسند می‌داند. شاعر به عشق و محبت تاکید دارد و می‌گوید که حتی اگر همه به او بی‌مهری کنند، از عشق خود دست نخواهد کشید. در نهایت، اوحدی عاشق خود را به ادامه این عشق تشویق می‌کند.