غزل شمارهٔ ۲ اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
سلام علیک، ای نسیم صبا
به لطف از کجا میرسی؟ مرحبا
نشانی ز بلقیس، اگر کردهای
چو مرغ سلیمان گذر بر سبا
نسیمی بیاور ز پیراهنش
که شد پیرهن بر وجودم قبا
اگر یابم از بوی زلفش خبر
نیابد وجودم گزند از وبا
به نزدیک آن دلربا گفتنیست
که ما را کدر کرد سیل از ربا
ز دردش ببین این سرشک چو لعل
روانم برین روی چون کهربا
همین حاصل است اوحدی را ز عشق
که خونم هدر کرد و مالم هبا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به نسیم صبحگاهی سلام میکند و از او میخواهد که خبری از بلقیس بیاورد. او با استفاده از نمادهایی مانند مرغ سلیمان و بوی زلف، به عشق و زیبایی دلربای خود اشاره میکند. شاعر از درد و رنجی که از عشقش میکشد صحبت میکند و از آن به عنوان سرشکی ارزشمند یاد میکند. اوحدی در پایان میگوید که عشقش باعث شده تا هم مال و هم جانش را به خطر بیندازد.