نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۵۰ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز بلبل بوستان پر ناله و فریاد خواهد شد

که صحرا سبز و گلها سرخ و دلها شاد خواهد شد

عروس گل ز اطراف چمن در جلوه می‌آید

بیا، گو: بلبل مشتاق اگر داماد خواهد شد

ز بس کالحان داودی ز مرغان عزیمت خوان

به گوش من رسید، امشب زبورم یاد خواهد شد

چنان می‌نالم از سودای آن گل‌چهره هر صبحی

که از نالیدن من عندلیب استاد خواهد شد

ز عشق روی آن لیلی من ار مجنون شوم شاید

که گر شیرین ببیند روی او فرهاد خواهد شد

نه تنها آبرویم برد و در جانم فگند آتش

که خاکم کرد و خاکم نیز هم بر باد خواهد شد

گرفتم کاوحدی آزاد گشت از هر که در عالم

ز بند او نمی‌دانم که چون آزاد خواهد شد؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات عمیق و درد و شادی بلبل در بوستان می‌پردازد. بلبل در حال ناله و فریاد است و آرزوی سرسبزی صحرا و شادی دل‌ها را دارد. عروس گل در چمن جلوه‌گری می‌کند و بلبل مشتاق برای دامادی آن گل حاضر می‌شود. شاعر از عشق و آرزوی دیدار معشوق صحبت می‌کند و می‌گوید که از شدت عشق به لیلی، ممکن است مجنون شود. این عشق نه تنها آبرو را می‌برد و آتش را در جان می‌افکند، بلکه می‌تواند به خاکی مخلوط با باد تبدیل شود. در نهایت، شاعر به آزادی از بندهای عشق اشاره می‌کند و در مورد اینکه پس از آزادی چه خواهد شد، تردید دارد.