نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۶۷ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر به کام دل رسید از یار خود یاری چه شد؟

ور به وصلش شادمان گردید غم‌خواری چه شد؟

عاشقی گر کامیاب آمد ز معشوقی چه گشت؟

بیدلی گر بوسه‌ای بستد ز دلداری چه شد؟

خار غم چون در دل من می‌خلید از دیر باز

این زمانم گر برون آمد گل از خاری چه شد؟

عمر خود در کار او کردم به امید دمی

گر پس از عمری میسر شد مرا کاری چه شد؟

ای رقیب، از عشق او تا کی شوی مانع مرا؟

بار او من می‌برم بر دل، ترا باری چه شد؟

تشنه‌ام، گر خوردم اندر منزلی آبی چه بود؟

کافرم، گر بستم اندر عشق زناری چه شد؟

اوحدی گر ماجرای عشق گوید عیب نیست

بلبلی گر ناله کرد از طرف گلزاری چه شد؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و چالش‌هایی که در عشق وجود دارد، می‌پردازد. شاعر از اینکه اگر به آرزوی خود از یار برسد، یا از وصال او خوشحال شود، دیگر چه جای غم و درد دارد. او همچنین به بیدلی و غم در دلش اشاره می‌کند و می‌گوید اگر گل خوشبختی از مشکلات بیرون بیاید، چه معنا خواهد داشت. شاعر عمرش را در تلاش برای عشق سپری کرده و از رقیبش می‌پرسد که چرا باید مانع او شود. همچنین، او به تشنگی عشق اشاره می‌کند و از احساس بی‌دینی در عشق صحبت می‌کند. در نهایت، شاعر می‌گوید که اگر داستان عشقش را بگوید عیب ندارد و اینجا ناله بلبل از طرف گلزاری سوگند می‌خورد. در کل، شعر به عمق احساسات عاشقانه و تضادهای آن می‌پردازد.