نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۹۴ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

کی مرا نزد تو همچون دگران بگذارند؟

این قدر بس که ز دورم نگران بگذارند

هیچ شک نیست که ما هم به نصیبی برسیم

از وصال تو، گرین جمله بران بگذارند

در جهان کار رخ و قد تو بالا گیرد

اگر این کار به صاحب نظران بگذارند

صورتی را که ازو نور بصیرت خیزد

حیف باشد که بدین بی‌بصران بگذارند

ما به پند پدران از پی خوبان روزی

بنشینیم گرین خوش پسران بگذارند

ای که از دام من شیفته بگریخته‌ای

دگرت صید کنم گرد گران بگذارند

اوحدی، گر چه ترا هم خبری چندان نیست

با تو سهلست گرین بی‌خبران بگذارند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساسات عمیق خود نسبت به معشوقه‌اش اشاره می‌کند و آرزو دارد که مانند دیگران به او نزدیک شود. او می‌گوید که به یقین به وصال معشوق خواهد رسید، اگر دیگران اجازه دهند. شاعر به زیبایی و اهمیت معشوقه‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که صورت و زیبایی او باید به کسانی خاص نشان داده شود. او همچنین به رهنمودهای پدران اشاره می‌کند و می‌خواهد که در کنار جوانان خوش‌چهره بنشیند. در پایان، شاعر به شخصی که از دام عشق او فرار کرده اشاره کرده و می‌گوید که به راحتی می‌تواند او را دوباره به دام اندازد، حتی اگر او از خبرهایی بی‌خبر باشد.