غزل شمارهٔ ۳۳۳ اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
این چنین نقشی اگر در چین بود
قبلهٔ خوبان آن ملک این بود
این چنین رخسار و دندان و جبین
مشتری، یا زهره، یا پروین بود؟
گر دهی دشنام ازان لبها دعاست
هر چه حلوایی دهد شیرین بود
گر دلت سیر آید از من طرفه نیست
عهد خوبان را بقا چندین بود
گوش بر گفتار ما کمتر کنی
فیالمثل گر سورهٔ یاسین بود
ز آشنایان همچو فرزین بگذری
با غریبان اسب لطفت زین بود
چون به بخت اوحدی آید سخن
جمله صلحت خشم و مهرت کین بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییها و خصوصیات افرادی میپردازد که در چین به عنوان خوبان شناخته میشوند. شاعر از ویژگیهای ظاهری و اخلاقی این افراد صحبت میکند و به این موضوع اشاره میکند که حتی اگر از آنها بدگویی هم شود، برکت و نیکی در کلامشان وجود دارد. او همچنین به دشواریهای وفاداری در روابط اشاره میکند و میگوید که در میان آشنایان و غریبان، محبت و مهربانی واقعی باید حفظ شود. در نهایت، شاعر بر اهمیت صلح و دوستی تأکید میکند و به تناقضات موجود در روابط انسانی اشاره میکند.