نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۹ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

چو آشفته دیدی که شد کار ما

نگشتی دگر گرد بازار ما

میازار ما را، که کار خطاست

دلیری نمودن به آزار ما

به فریاد ما گر چنین می‌رسی

به گردون رسد نالهٔ زار ما

دل ما ننالیدی از چشم تو

اگر جور کردی به مقدار ما

بجز ما نخواهد خریدن کسی

متاعی که بستی تو در بار ما

چه خسبی؟ که شبهای تاریک خواب

نیامد درین چشم بیدار ما

مریز اوحدی را نمک بر جگر

که شوریده او می‌کند کار ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر نارضایتی و دردهای شاعر است. او از آشفتگی وضعیت خود و بی‌توجهی دیگران گلایه می‌کند و از اینکه کسی به دردهایش رسیدگی نمی‌کند، ناراحت است. شاعر به بی‌احترامی و ظلمی که به او می‌شود، اشاره می‌کند و رنجی را که در دل دارد، بازگو می‌کند. در نهایت، او از دیگران درخواست می‌کند که بیش از این او را آزار ندهند و به احساسات او احترام بگذارند.