نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قراری چون ندارد جانم اینجا

دل خود را چه می‌رنجانم اینجا؟

سر عاشق کله‌داری نداند

بنه کفشی، که من مهمانم اینجا

مرا گفتی: کز آنجا آگهی چیست؟

چه می‌پرسی، که من حیرانم اینجا

نه او پنهان شد از چشمم، که من نیز

ز چشم مدعی پنهانم اینجا

اگر بتوان حدیثی گوی از آن روی

که من بی‌روی او نتوانم اینجا

نگارینی که سرگرداند از من

نگردانی، که سرگردانم اینجا

مرا با دوست پیمانی قدیمست

بدان پیوند و آن پیمانم اینجا

ز زلفش بر دماغم هست بویی

چنین زنده به بوی آنم اینجا

به درد اوحدی دلشاد گشتم

که آن لب می‌کند درمانم اینجا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر نشان دهنده‌ی عواطف و احساسات عاشقانه‌ی شاعر است. او در ابیات به وضعیت خود اشاره می‌کند که در جایی قرار دارد که هیچ‌کس نمی‌تواند درک کند که او چه می‌کشد. شاعر درباره‌ی درد و رنجی که از دوری معشوقش می‌کشد سخن می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که نمی‌تواند بدون وجود محبوبش زندگی کند. او همچنین به پیمان و ارتباط قدیمی‌اش با دوست (معشوق) اشاره می‌کند و از بویی که در اثر زلف معشوقش حس می‌کند، سخن می‌گوید. در نهایت، او به امید درمان دردش توسط لب معشوقش، خوشحال و شاداب می‌شود.