نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۴۷ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

دلم خرقه‌ای دارد از پیر عشق

که گردن نپیچد ز زنجیر عشق

حلالست مالم به فتوای شوق

مباحست خونم به تقریر عشق

هزیمت همان روز شد شاه عقل

که در شهر تن خیمه زد میر عشق

اگر عاشقی ترک ایمان بگوی

که جز کافری نیست توفیر عشق

درین باغ اگر لاله چینی و گل

نخواهی شدن مرغ انجیر عشق

اگر نیستی چون کمان بر کژی

دل خود سپر کن بر تیر عشق

به معقول مگرو، که ما را حدیث

ز قرآن شوق است و تفسیر عشق

خرد را رها کن، که خواب خرد

پراکنده باشد به تعبیر عشق

من و اوحدی در ازل خورده‌ایم

ز بستان «قالوابلی» شیر عشق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این متن به عشق و تأثیر عمیق آن بر زندگی و شناخت انسان اشاره می‌کند. او از "خرقه‌ای" (لباسی روحانی) صحبت می‌کند که نشانه تعلقش به عشق است و بیان می‌کند که عشق او را از زنجیرها و موانع رها نمی‌کند. عشق برای او مقدس و قابل قبول است و او آن را مهم‌تر از باورها و اصول دینی می‌داند. او همچنین می‌گوید اگر کسی به عشق نپردازد، مانند گلی خواهد بود که در باغی مشغول چیدن گلهاست، ولی از عشق واقعی دور است. شاعر در آخر به اهمیت دست کشیدن از خرد و تفکر منطقی در برابر تجربه عاشقانه اشاره می‌کند و عشق را بالاتر از همه چیزهای دیگر می‌داند.