نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۷ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

باد سهند بین که : برین مرغزارها

چون می‌کند ز نرگس و لاله نگارها؟

در باغ رو، که دست بهار از سر درخت

بر فرقت از شکوفه بریزد نثارها

ساقی، میان ببند که هنگام عشرتست

می در پیالها کن و گل در کنارها

نتوان شکایت ستم روزگار کرد

گر من درین حدیث کنم روزگارها

وقتی من اختیار دلی داشتم به دست

عشق آمد و ز دست ببرد اختیار ها

گر بر دل تو هست غباری ز داغ غم

بنشین، که جام می بنشاند غبارها

تا این بهار نامه بود، هیچ مجلسی

بی‌یاد اوحدی نبود در بهارها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به زیبایی به اوصاف بهار و عشق پرداخته است. در این شعر، باد بهار و زیبایی‌های طبیعت توصیف می‌شود و از نرگس و لاله صحبت به میان می‌آید. دست بهار بر درختان شکوفه می‌ریزد و دعوت به جشن و شادی می‌کند. شاعر از ستم روزگار و بی‌اختیاری در مقابل عشق سخن می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که اگر دل کسی غم دارد، نوشیدن شراب می‌تواند غبار غم را بزداید. همچنین، یاد اوحدی، شاعر معروف، در این بهار و مجالس فراموش نمی‌شود و همواره در دل‌ها زنده است.