نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۸۶ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

نبض دل شوریدهٔ محرور گرفتم

دامن ز هوی و هوسش دور گرفتم

زین حجرهٔ ویرانه چو شد سیر دل ما

راه در آن خانهٔ معمور گرفتم

گر راه درازست، چه اندیشه؟ که پنهان

ره توشه ازان منظر منظور گرفتم

در صورت حورا صفتی نیست ز حسنش

من دیده ز دیدار چنان حور گرفتم

تا مرده دلان را ز کف غم برهانم

چون روح نفس در نفس صور گرفتم

در حضرت سلطان معانی به حقیقت

بردیم مثال خود و منشور گرفتم

ای اوحدی، آن نور که پروانهٔ اویی

چون رفت؟ که این تابش از آن نور گرفتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و دلبستگی عمیق شاعر به حقیقت و معانی والا است. شاعر از گرفتاری‌های روحی و دلمشغولی‌های دنیاست و تلاش می‌کند تا با دوری از آن‌ها به معانی و زیبایی‌های واقعی برسد. او در این مسیر از عشق الهی و زیبایی‌های معنوی الهام می‌گیرد و در جستجوی رهایی از غم و ناراحتی‌های دنیوی است. در نهایت، شاعر به نور و کمالی می‌رسد که او را به حقیقت وجود خود نزدیک‌تر می‌سازد.