غزل شمارهٔ ۵۶۶ اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
به ذکر تو من شادمانی کنم
به یاد لبت کامرانی کنم
منت عاشق و عاشقت را رقیب
که هم گرگم و هم شبانی کنم
به شمشیر عشقم سبکتر بکش
که گر زنده مانم، گرانی کنم
کسی کت به سالی ببیند دمی
به عمر درازش ضمانی کنم
چو در خانه آیی، شوم خاک تو
چو بیرون روی، پاسبانی کنم
به امید بوسیدنت هر شبی
تبم گیرد و ناتوانی کنم
تو جان منی، چون ز من بگسلی
کجا بیتو من زندگانی کنم؟
به پیرانه سر گر ببوسم لبت
دگر نوبت از نوجوانی کنم
ز لعل تو یک بوسه در کار کن
که چون اوحدی درفشانی کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به عشق و علاقه عمیقش به معشوق اشاره میکند. او از شادی و لذت ناشی از یاد معشوق صحبت میکند و میخواهد هر لحظه در کنار او باشد. عشق او آنقدر قوی است که حاضر است برای معشوقش فداکاری کند و عاطفهاش را فدای عشق کند. او همچنین به مشکلات و دردهای ناشی از دوری از معشوق اشاره میکند و خواستهاش برای بوسیدن لب معشوق را بیان میکند. شاعر در نهایت از بالاترین احساسات خود در عشق یاد میکند و میخواهد تا زمانی که زنده است، به عشق و یاد معشوق ادامه دهد.