نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۶۹ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

دشمن از بهر تو گر طعنه زند بر دل و دینم

دل من دوست ندارد که کسی بر تو گزینم

گر چه با من نفسی از سر مهری ننشینی

اگرم بر سر آتش بنشانی بنشینم

من به صدق آمده‌ام پیش تو، بی‌رغبت از آنی

تو نداری خبر از حال من، آشفته ازینم

گر در افتد به کمندم، صنما، چون تو غزالی

کاروانها رود از نافهٔ اشعار به چینم

در گلستان جمال تو گر آیم به تماشا

باغبان گو: مکن اندیشه، که من میوه نچینم

گرم از خاک لحد کلهٔ پوسیده برآری

آیت مهر تو باشد رقم مهر جبینم

شب ز فریاد من شیفته همسایه نخسبد

کاوحدی‌وار ز سودای تو با ناله قرینم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق و عاشقانه فردی است که به محبوب خود عشق می‌ورزد، حتی اگر دیگران بر او طعنه بزنند یا او را نادیده بگیرند. شاعر می‌گوید که دلش نمی‌خواهد کسی را جایگزین محبوبش کند و با وجود اینکه محبوب به او توجهی ندارد، او همچنان به عشق خود پایبند است. او از درد و آتش عشق صحبت می‌کند و بیان می‌کند که حتی در شرایط سخت، عشق او به محبوبش ادامه دارد. همچنین، شاعر از زیبایی محبوب و تأثیر آن بر زندگی‌اش می‌گوید و نشان می‌دهد که عشقش چقدر عمیق و حقیقی است، به طوری که حتی در زمان مرگ نیز عشقش را به محبوب فراموش نخواهد کرد.