نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۸۰ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما تا جمال آن رخ گلرنگ دیده‌ایم

همچون دهان او دل خود تنگ دیده‌ایم

بیرون شد اختیار دل و دین ز چنگ ما

تا ساغر شراب و دف و چنگ دیده‌ایم

آن دل، که دلبران جهانش نیافتند

زان زلفهای تافته آونگ دیده‌ایم

چنگ حسود ما چه گریبان که پاره کرد

زین دامن مراد که در چنگ دیده‌ایم

فرسنگ را شمار جدا کن ز راه ما

زیرا که راه او نه به فرسنگ دیده‌ایم

راهی که نیست بر در او، سهو یافته

پایی که نیست بر پی او، لنگ دیده‌ایم

از قول اوحدی منگر، کین ترانها

یکسر درین نوای خوش آهنگ دیده‌ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر از جمال و زیبایی معشوق صحبت می‌کند و می‌گوید که دیدن او دلش را تنگ و ناراحت کرده است. او اشاره می‌کند که عشق و دیانتش از دستش خارج شده و به دنبال لذت‌های دنیوی مانند شراب و موزیک رفته است. شاعر به سختی‌هایی که در راه عشق کشیده و زیبایی‌های معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که راهی که به او می‌رسد، آسان نیست و هیچ گونه اشتباهی در آن وجود ندارد. به طور کلی، شعر نشان از دلبستگی عمیق و زیبایی‌شناسی شاعر نسبت به معشوق دارد.