نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۹۶ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو آتشست به گرمی هوای تابستان

بده دو کاسه ازان آب لعل، یا بستان

هوای عشق و هوای می و هوای تموز

سه آتشند، که خواری کنند با مستان

بیار شیره و پرکن شراب و نقل بنه

بریز سوسن و گل بر در سرا بستان

ز هر حدیث به آواز مطربی کن گوش

که عندلیب ز مرغول او برد دستان

ز دست لاله جبینی شراب گیر به دست

که عقل سر بنهد، چون برون کند دستان

من و محبت خوبان ز عهد مهد ازل

دو کودکیم که خوردیم شیر یک پستان

در آن زمان که زما دادها ستانی باز

نشاط عشق، خدایا، ز اوحدی مستان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و حالاتی که با آن همراه است می‌پردازد. شاعر عشق را به‌گونه‌ای گرم و سوزان مانند آتش تابستان توصیف می‌کند و به اهمیت نوشیدن شراب و لذت بُردن از زیبایی‌ها و شادی‌های زندگی اشاره می‌کند. همچنین وی از عشق و محبت به عنوان حالت‌هایی یاد می‌کند که ما را به یاد دوران کودکی می‌اندازد و از خوشی‌های عشق به عنوان نعمتی الهی یاد می‌کند. در نهایت، شاعر از خداوند می‌خواهد که نشاط عشق را به مستان ارزانی دارد.