نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۱۶ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

امشب ز هجر یار بخواهم گریستن

زارم ز عشق و زار بخواهم گریستن

نالیده‌ام هزار شب از هجر و بعد ازین

هر شب هزار بار بخواهم گریستن

گو: روی من نگار شو از خون دل که من

بی‌روی آن، نگار بخواهم گریستن

چون بی‌شمار غصه کشیدم ز هجر او

زین غصه بی‌شمار بخواهم گریستن

بی‌اختیار چند کند گریه دیده‌ای؟

چندی به اختیار بخواهم گریستن

تا بشنوم ز خاک درش بوی او شبی

در خاک کوچه خوار بخواهم گریستن

پنهان چو شد ز اوحدی آن نور دیده، من

پنهان و آشکار بخواهم گریستن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از درد و حسرت ناشی از دوری معشوق سخن می‌گوید. او می‌خواهد به خاطر عشق و فراق هر شب به خاطر آن گریه کند. غم و اندوهی که از این جدایی بر دلش نشسته، او را چنان به گریه و زاری وا می‌دارد که هر شب هزار بار می‌خواهد اشک بریزد. شاعر به احساسات عمیق خود اشاره می‌کند و از یاد معشوق و بوی او در خاک صحبت می‌کند و همچنین به فقدان نور چشمش، که همان عشقش است، اشاره می‌کند. این شعر نمایانگر شدیدترین حس حزن و اندوه بر اثر جدایی از محبوب است.