غزل شمارهٔ ۶۱۷ اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
سهل باشد روزه از نانی و آبی داشتن
روزه از روی چنان باشد عذابی داشتن
سوختم از روزهٔ هجرانش، اندر عید وصل
هم به می باید حریفان را شرابی داشتن
ایکه خوابت میبرد، بنشین، که با هم راست نیست
میل خوبان کردن و در دیده خوابی داشتن
از غم او گر بگریی باز پوشان چشمتر
گر نمییاری چو مادر آفتابی داشتن
آنکه ما را عیب میگوید درین آشفتگی
پیش آن رویش نمیباید نقابی داشتن
اوحدی، گر عشق میورزی ز سور دل منال
لازمت باشد درین آتش کبابی داشتن
گر همیخواهی که چون چنگت نوازد،واجبست
گوش پیش گوشمالش چون ربابی داشتن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تم موضوعی روزه و عشق میپردازد و بیان میکند که روزه گرفتن تنها از نان و آب نیست، بلکه به معنای تحمل عذاب جدایی نیز هست. شاعر از سختیهای روزه هجران محبوبش میگوید و به اهمیت همراهی در عشق و دوستی اشاره میکند. او همچنین به این نکته میپردازد که کسانی که عیب ما را در این شرایط میگویند، باید از زیبایی محبوب خود خجل شوند و در مورد عشق خود، تمایل به تجربۀ شور و هیجان را ضروری میداند. در نهایت، شاعر میگوید برای رسیدن به عشق واقعی و نوازش در زندگی، باید آمادگی شنیدن و بیان آن را داشته باشیم.