نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۳۲ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

سر دل گویی، ز جان اندیشه کن

در دلش دار، از زبان اندیشه کن

لاف کشف و غیب دانی می‌زنی

از خدای غیب دان اندیشه کن

در زمین از آسمان گویی سخن

ای زمین، از آسمان اندیشه کن

یا ز دین آشکارا شرم دار

یا ز دانای نهان اندیشه کن

ای که می‌خسبی به شبهای چنین

آخر از روز چنان اندیشه کن

تیر فرصت در کمان جهدتست

می‌رود تیر از کمان، اندیشه کن

دل به باد آرزوها بر مده

ناتوانی تا توان اندیشه کن

بهر سود اندر خطرها می‌روی

سود دیدی، از زیان اندیشه کن

گر ندانی رفتن خود را یقین

بنگر و زین رفتگان اندیشه کن

این زمان اندیشه بی‌کارست و فکر

کار خود را این زمان اندیشه کن

اوحدی زین ورطه آمد بر کنار

ای که غرقی در میان اندیشه کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تأمل در زندگی و تفکر عمیق اشاره دارد. شاعر به ما توصیه می‌کند که به درون خود نگاهی بیندازیم و از زبان و افکار خود غافل نشویم. او بر اهمیت اندیشه و تفکر در مورد مسائل معنوی و دینی تأکید می‌کند و به ما یادآوری می‌کند که در دنیای مادی نباید تنها به ظاهرها توجه کنیم. همچنین به ناپایداری فرصت‌ها اشاره می‌کند و ما را دعوت می‌کند که هر لحظه را غنیمت بشمریم. شاعر همچنین به ناتوانی‌های بشر اشاره می‌کند و می‌گوید که باید به جای آرزوهای غیرواقعی، بر توانایی‌های واقعی خود تمرکز کنیم. در نهایت، او بر لزوم تفکر در مورد مسیر زندگی و کارهای خود تأکید می‌کند تا از غرق شدن در مشکلات و چالش‌ها جلوگیری کنیم.