غزل شمارهٔ ۶۴۲ اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
عشق را فرسودهای باید چو من
در مشقت بودهای باید چو من
لایق سودای آن جان و جهان
از جهان آسودهای باید چو من
تا غم او را به کار آید مگر
کار غم فرسودهای باید چو من
از برای خوردن حلوای غم
خون دل پالودهای باید چو من
انتظار دیدن آن ماه را
سالها نغنودهای باید چو من
تا ز وصل او به درمانی رسد
درد دل پیمودهای باید چو من
اوحدی، راه غم آن دوست را
خاک و خون آلودهای باید چو من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به توصیف عشق میپردازد و میگوید که برای تجربه واقعی عشق، باید رنج و مشقت را تحمل کرد. او بیان میکند که تنها کسانی میتوانند سودای عشق را در دل داشته باشند که از دنیا و زندگی آسوده باشند و غم دوری معشوق را تحمل کنند. همچنین اشاره دارد که برای رسیدن به وصال معشوق و درمان درد دل، باید سالها منتظر بود و در این مسیر باید سختیها و غمها را با جان و دل پذیرفت. به طور کلی، عشق واقعی نیازمند فداکاری و صبوری است.