نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۷۱ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای رشک گل تازه رخ چون سمن تو

عرعر خجل از قد چو سرو چمن تو

پای نفس اندر جگر نافه شکسته

بوی شکن طرهٔ‌عنبر شکن تو

آنها که به مویی بفروشند بهشتی

مویی به جهانی بخرند از بدن تو

دل تنگ شود غنچه و لب خشک و جگر خون

از رشک شکر خندهٔ تنگ دهن تو

بر عقد گهر طعنه زند گاه تبسم

آن رستهٔ دندان جو در عدن تو

بر پیرهن ار نقش کنی صورت نرگس

بینا کندش بوی خوش پیرهن تو

شد کاسته چون موی تن اوحدی، ارچه

کاهیدن مویی نپسندد ز تن تو

در حلق دل سوختهٔ شیفته خاطر

زنجیر بلا گشته دو مشکین رسن تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر وصف زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر به زیبایی چهره و قد معشوق اشاره می‌کند و از گل و سمن به عنوان نمادهای زیبایی یاد می‌کند. او به تأثیرات زیبایی معشوق بر احساسات خود نیز اشاره دارد و بیان می‌کند که دل و جانش تحت تأثیر خنده و لبخند او دچار تغییر می‌شود. همچنین، شاعر به ارزش و خواست‌های دیگران نسبت به معشوقش اشاره کرده و بیان می‌کند که برخی حاضرند برای یک تار موی او بهشتی را بفروشند. در نهایت، او از درد عشق و زیبایی معشوقش سخن می‌گوید که به قلبش زنجیر بلایی تحمیل کرده است.