نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۹۴ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

خیانتگر خیانت کرد و ما دل در خدا بسته

سر و پای خصومت را به زنجیر وفا بسته

لگام این دل خیره به دست صبر وا داده

طناب این دل وحشی به میخ شکر وابسته

تو ای همراه، ازین منزل مکن تعجیل در رفتن

که این جا در کمند او اسیرانند پابسته

به جای خویش میبینم درونت گر ببخشاید

چو در شهر کسان بینی غریبی مبتلا بسته

خبر کن سینهٔ ما را و بستان مژده‌ای نیکو

اگر بینی تو در گوشه دل اشکسته را بسته

ترا، ای زاهد، ار حالیست میترسی و لیکن ما

علم بر بوته آوردیم و سنجق بر هوا بسته

اگر در شرع دیدار رخ نیکو خطا باشد

بدور روی او چشمی نبینی از خطا بسته

عنان از دست رفت اکنون، چرا پندم نمیدادی

در آنروزی که میدیدی تو آنبند بلا بسته؟

نمیخواهم که بنمایم به جایی حال خود ورنه

به بخشایی تو چون بینی دلم را چند جا بسته

به تدبیر دل مسکین ازان چندین نمیکوشم

که میدانم نخواهد شد چنین اشکستها بسته

زبان اوحدی سازیست در بزم هوسبازان

برو ابریشم زاری ز بهر آن نوا بسته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساس خیانت و درد ناشی از آن اشاره می‌کند. او از اسارت دل در محبت الهی سخن می‌گوید و بسیار عمیق به رابطه خود با خدا و دیگران می‌نگرد. شاعر به زنجیر وفا و صبر اشاره می‌کند که دلش را در بند کرده‌اند و از دوست می‌خواهد که در این مسیر، سریع نرود و در کنار او بماند. همچنین، او به غم و تنهایی اشاره می‌کند و می‌خواهد تا دیگران از حال او و دل شکسته‌اش مطلع شوند. در نهایت، شاعر به چالش‌های عشق و ناتوانی انسانی در برابر سرنوشت اشاره می‌کند، و با بیان احساسات عمیق خود در این مسیر، خواسته‌هایش را به تصویر می‌کشد.