غزل شمارهٔ ۶۹۹ اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای از عرب و از عجمت مثل نزاده
حسن تو عرب را و عجم را بتو داده
در روی عجم چشم توصد تیر کشیده
وز چشم عرب لعل تو صد چشمه گشاده
خوبان عرب بر سر اسب تو دویده
شاهان عجم پیش رخت گشته پیاده
از چشم تو مجنون عرب یافته مستی
وز لعل توشیرین عجم ساخته باده
گیرد عربی داغ غمت بر تن سوده
دارد عجمی نقش رخت بر دل ساده
از روی تو در عید عجم خاسته غوغا
از زلف تو در دین عرب فتنه فتاده
در ملک عجم اوحدی از وصف رخ تو
بر نطق فصیحان عرب بند نهاده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی یک فرد است که به طرز جالبی هم قوم عرب و هم عجم (غیرعرب) را تحت تأثیر قرار داده است. در آن به زیبایی چشمها و لبهای این فرد اشاره شده و چگونگی جذب و مجذوب کردن دیگران به تصویر کشیده شده است. شاعر میگوید که حتی در روزهای عید، به خاطر جذابیت این فرد، شور و هیجان حاکم است و حتی زلفهایش باعث بروز فتنههایی در دین عرب شده است. در نهایت، این زیبایی باعث میشود که زبان فصیحان عرب از توصیف آن قاصر باشد.