غزل شمارهٔ ۷۰۵ اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
یا به نزد خویشتن راهم بده
یا مجال ناله و آهم بده
از دهانت چون نمییابم نشان
بوسهای زان روی چون ماهم بده
تشنهٔ چاه زنخدان تو شد
جان من، آبی از آن چاهم بده
غربت من در جهان از بهر تست
قربت خاصان درگاهم بده
دوش میگفتی: ز من چیزی بخواه
بوسهای زان لعل میخواهم، بده
هر چه از من خواستی یکسر تراست
از تو من نیز آنچه میخواهم بده
یا خیال خود به خواب من فرست
یا دلی بیدار و آگاهم بده
گنج وصلت هم درین ویرانهاست
آن چنان گنجی ز ناگاهم بده
بر بساط آرزو چون اوحدی
شاه میخواهم ز رخ، شاهم بده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره ابراز احساسات عمیق شاعر نسبت به محبوبش است. شاعر از محبوب خود میخواهد که یا اجازه دهد به خود نزدیک شود یا فرصتی برای بیان درد و رنج خود به او بدهد. او از نبود نشانهای از عشق محبوبش ابراز ناامیدی میکند و درخواست بوسهای به نشانه محبت دارد. شاعر نیز خود را تشنه محبت و نزدیک شدن به محبوب میبیند و از او میخواهد که به او آب و گنجی از محبتش بدهد. او همچنین بیان میکند که آرزوهایش در انتظار توجه و محبت محبوب است و در نهایت از او میخواهد یا خیالش را در خواب ببیند یا دلی آگاه و متوجه به خود هدیه کند.