نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۱۵ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

ازین نرگس و گل غرورم مده

وزین عود و شکر بخورم مده

چو بیمار عشقم علاجم بکن

چو غم‌خوار مهرم سرورم مده

بس این انتظارم به فردا و دی

دگر وعدهٔ دیر و دورم مده

ز لطف تو گر در جهنم یمیست

بنارم درانداز و نورم مده

اگر لایقم پرده‌ای بر فگن

تمنا و تشویش حورم مده

ز غیر تو حاصل به جز رنج نیست

جدایی ز گنج حضورم مده

مرا چون تو زنار خود بسته‌ای

قدح بی‌نوای زبورم مده

شراب طهور من از دست تست

جزین یک شراب طهورم مده

ازین آرزو، تا که من زنده‌ام

دل سخت و نفس صبورم مده

چو گستاخ شد در حدیث اوحدی

ز تقریر او ره به طورم مده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از محبوب خود می‌خواهد به او کلاماتی از نعمت‌های دنیا (نرگس و گل، عود و شکر) ندهد و تنها او را درمان کند. او از عشق بیمار است و نمی‌خواهد به دنبال وعده‌های دور و دیر برود. شاعر اظهار می‌کند که جدایی از محبوبش تنها رنج و درد به همراه دارد و در جهنم نیز اگر بخواهد، نور و آرامش او را نمی‌دهد. او حسرت می‌خورد که فقط شیرینی و لذت عشق را می‌خواهد و نه چیز دیگری. او تأکید می‌کند که فقط از طریق محبوبش می‌تواند به آرامش و خوشی برسد و در نهایت از او می‌خواهد که دلتنگی و انتظار را از او نگیرد، زیرا او به عشق و وصالش محتاج است.