نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۲۲ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

ماییم و خراباتی پر بادهٔ جوشیده

جز رند خراباتی آن باده ننوشیده

رندان سر افرازش دستار گرو کرده

خوبان طرب سازش رخسار نپوشیده

رندان وی از سستی بر چرخ سبق برده

خوبان وی از مستی در عربده کوشیده

بی‌فتنه مقیمانش فعلی نپسندیده

بی‌باده حریفانش قولی ننیوشیده

زان باده چو تر گردی، از صومعه برگردی

وانگاه به سر گردی، ای زاهد خوشیده

هر دل که توانسته این حال طلب کرده

چون حال بدانسته دیگر نخروشیده

تا اوحدی افتاده اندر پی این باده

پستان سعادت را بگرفته و دوشیده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی لذت و شور و شوق زندگی و باده‌نوشی است. شاعر به رندانی اشاره می‌کند که از باده‌ی خوشگوار لذت می‌برند و در عیش و نوش غرق شده‌اند. خوبان و رندان در این فضا به سادگی و آزادی خود پرداخته و از قید و بندها رها هستند. او به زاهدان نیز اشاره می‌کند که اگر باده‌ای بنوشند، می‌توانند به حقیقت پی ببرند و از دنیا لذت ببرند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که هر کسی که جویای این حال باشد، باید خود را از محدودیت‌ها رها کند و به سمت شادی و سرور برود.