نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۲۵ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

در سر و سرای خود نگذاشتم الاالله

وندر دل ورای خود نگذاشتم الاالله

از غیر به جای او نگذاشت کسی را دل

وز خار به جای خود نگذاشتم الاالله

کی تازه توان کردن پیوند من و دنیی؟

کز گرد و گیای خود نگذاشتم الاالله

تا ارض و سمای من خالی شود از من هم

در ارض و سمای خود نگذاشتم الاالله

از ما و ز من غیری مشکل بهلم چیزی

من کز من و مای خود نگذاشتم الاالله

در گفتن « لا» هر کس بگذشت ز چیزی، من

از گفتن لای خود نگذاشتم الاالله

از خلق بهای من مستان چو شوم کشته

زیرا که بهای خود نگذاشتم الاالله

من چون ز برای او هم خانهٔ دین گشتم

در خانه برای خود نگذاشتم الاالله

بر لوح لوای دل ننگاشتم الا «هو»

در دلق و قبای خود نگذاشتم الاالله

چون اوحدی ار باقی مانم نه عجب، زیرا

کز عین بقای خود نگذاشتم الاالله

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن شاعر بیان می کند که تنها چیزی که در دل و جانش باقی مانده، «الله» است و هیچ چیز دیگری را در زندگی‌اش جای‌اش نگذاشته است. او به تکرار تأکید می‌کند که در تمام وجودش جز خدا چیزی باقی نمانده و حتی نسبت به دنیا و مادیات، خود را خالی از هر چیزی می‌داند. همچنین اشاره می‌کند که در ارتباط با دیگران و در دل خود، فقط نام خدا را به یاد دارد و هیچ چیز از غیر او در قلبش جای ندارد. به طور کلی، این شعر درباره توحید و خلوص در ایمان به خداوند است و بر این نکته تأکید می‌کند که کسی که به خداوند پیوند دارد، از هر چیز مادی و غیرالهی خالی است.