نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۵۱ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

زان شکرین‌لب گر شبی کردم شکار بوسه‌ای

از من چه رنجی؟ ای پسر، سهل است کار بوسه‌ای

چون بی‌شمار از لعل خود دادی به هرکس بوس‌ها

یا خود خطا باشد ترا کردن شکار بوسه‌ای

زآب دهانت مست شد دشمن، که خاکش بر دهن

وآنگه من آشفته در رنج و خمار بوسه‌ای

جانا، دل محرور من شد بی‌قرار از شوق تو

با او به بازی بعد ازین می‌ده قرار بوسه‌ای

روزی که خواهند از لبت عشاق عالم کام‌ها

هرکس تمنایی کند، ما اختیار بوسه‌ای

آمد به لب جان از غمت، جانا، نمی‌گویی که: ما

تا چند سوزیم این چنین در انتظار بوسه‌ای؟

روزی برای اوحدی یک بوسه بفرست از لبت

وز لعل شکربار خود کم‌گیر بار بوسه‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و شیرینی بوسه اشاره دارد و از احساسات عاشقانه‌اش می‌گوید. او به زبان نمادین بیان می‌کند که بوسه‌ای که از لبان معشوق می‌خواهد، کار ساده‌ای نیست و باعث رنج و شوق شدید او می‌شود. شاعر در ادامه به تردیدها و آرزوهای خود اشاره می‌کند و می‌گوید که روزی خواهد رسید که عشاق از لب معشوق کام خواهند گرفت. او از معشوقش خواهش می‌کند که بوسه‌ای به او دهد و تاکید می‌کند که انتظار برای این بوسه، او را می‌سوزاند. در نهایت، شاعر از معشوقش می‌خواهد که به او یک بوسه هدیه دهد، چرا که این بوسه می‌تواند آرامش و خوشبختی را برایش به ارمغان آورد.