غزل شمارهٔ ۷۷۱ اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
زین دایره تا بدر نیفتی
در دایرهٔ دگر نیفتی
سودی کن ازین سفر، که هرگز
در بهتر ازین سفر نیفتی
صاحب نظر ار نمیشوی سهل
هش دار! که از نظر نیفتی
از بیهنریست او فتادن
چون جمع کنی هنر، نیفتی
رو دامن مقبلی به دست آر
تا روز بلا مگر نیفتی
زین سر تو بساز چارهٔ خویش
تا در کف دردسر نیفتی
امروز فتاده باش، اگر نه
فردا چه کنی؟ اگر نیفتی
زین باده کجا خبر دهندت؟
یک روز چو بیخبر نیفتی
سر دل اوحدی چه دانی؟
تا در غم آن پسر نیفتی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره اهمیت آگاهی و تدبیر در زندگی است. شاعر میگوید که اگرچه ممکن است در حال حاضر در شرایطی دشوار باشی، اما باید هوشیار باشی و از تجربیات خود درس بگیری تا دوباره در موقعیتهای ناخوشایند قرار نگیری. او به خواننده توصیه میکند که هنر و مهارتهای خود را پرورش دهد و آماده باشد تا در آینده به مشکلاتی که ممکن است پیش بیاید، برخورد کند. همچنین، اهمیت توجه به روزهای سخت و برنامهریزی برای آینده نیز مورد تأکید قرار گرفته است. در نهایت، شاعر به ارتباطات انسانی و دردهایی که ممکن است برای دیگران متحمل شوی، اشاره میکند.