نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۱ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

پیراهن ار ز یاسمن و گل کند رواست

آن سرو لاله چهره، که در غنچهٔ قباست

خلقی، چو طرف، بر کمرش بسته‌اند دل

وین دولت از میانه ببینیم تا کراست؟

کرد از هوای خویش دلم گرم ذره‌وار

آن آفتاب روی، که بر بام این سراست

بر خاک پای او چه غم؟ ار صد هزار پی

آب رخم بریخت، که خون منش بهاست

چشمش چه ساحریست؟ که شرطی ز دشمنی

با من رها نکرد و همان دوستی بجاست

با من، دلا، گر سخن آن دهان مگوی

من بر شنیده‌ام سخن او، دهان کجاست؟

در جان اوحدی اگر او ناوکی نخست

چندین فغان و ناله و فریادش از چه خاست؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و دلربایی محبوبی اشاره دارد که در آن شاعر از زیبایی‌های ظاهری و باطن او صحبت می‌کند. او از پیراهن یاسمن و گل، چهره زیبا و دلربای او یاد می‌کند و نشان می‌دهد که دیگران دل به او بسته‌اند. شاعر همچنین به حس و احساسی که این محبوب در او ایجاد کرده، اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که با وجود مشکلات و دشواری‌ها، عشق و دوستی همچنان معتبر و پابرجاست. در نهایت، شاعر به ناله‌ها و فریادهای درونی‌اش اشاره می‌کند که ناشی از عشق و آرزوی اوست.