غزل شمارهٔ ۸۳ اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
مدتی شد تا دل ما صورت آن سرو راست
دوست میدارد، ولیکن زهرهٔ گفتن کراست؟
روی او در حسن چون ما هست، میگویم تمام
قد او در لطف چون سروست، بنمودیم راست
گر زبان در کام من شیرین شود چون نام او
بر زبانم رانم، سرم در معرض اندیشهاست
ای زبان، بگذر، که نام پاک او از بس شرف
در ضمیرم گر بگردد، هم نپندارم رواست
اوحدی گر مهر او ورزی،بنه گردن به جور
بیدقی را زودتر باید زدن کوشاه خواست
عاشق و درویشی اینجا، در دعا و صبر کوش
چارهٔ عاشق صبوری، کار درویشان دعاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
عنوان این شعر به موضوع عشق و محبت اشاره دارد. شاعر به زیبایی و لطافت محبوبش میپردازد و میگوید که دل او در جستجوی این معشوق است. او از زیبایی چهره محبوبش و شیرینی نام او صحبت میکند و نشان میدهد که محبت او در درونش عمیق و با ارزش است. همچنین تاکید میکند که صبر و دعا از ویژگیهای عاشقان و درویشان است و برای رسیدن به محبوب، باید صبور بود و به دعا تمسک جست. شعر به طور کلی با احساساتی از عشق، زیبایی و صبر عجین شده است.