نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۱۱ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای ترک حور زاده، ز تندی و کودکی

خون دل شکستهٔ ما را چه می‌مکی؟

بگشای زلف و غارت دلها ببین، اگر

از بند زلف دل‌شکن خویش درشکی

مانند گل ز جامه پدیدار میشود

اندام روشن تو ز خوبی و نازکی

هر کس که دید روی ترا نیک روز شد

روزت خجسته باد! که ماهی مبارکی

ترک تو چون کنم؟ که ز ترکی هزار بار

گر تیغ بر سرم شکنی، تاج تارکی

گویی حسود چاره سگالم چها کند؟

گر بشنود دگر که تو با اوحدی یکی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به محبوبی ترک‌زاده اشاره می‌کند که از تندی و جوانی‌اش به دل‌های دیگران آسیب می‌زند. او نسبت به زیبایی و نازکی معشوقش، که مانند گل جلوه‌گری می‌کند، احساس خود را بیان می‌کند. شاعر از خوشبختی و زیبایی چهره محبوب می‌گوید و به او تبریک می‌گوید. همچنین، نگران حسادت دیگران است و به این فکر می‌کند که اگر کسی از رابطه‌اش با محبوب آگاه شود، چه بر سر او خواهد آمد. در نهایت، شاعر احساس عاشقانه‌اش را در برابر زیبایی معشوق به تصویر می‌کشد.