نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۵۸ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به روی خود نظر کن، تا بلای عقل و دین بینی

گره بر مشکها زن، تا کساد مشک چین بینی

سر و دل خواستی از من، اشارت کن، که در ساعت

سرم بر آستان خویش و دل بر آستین بینی

مرا سر گشته و حیران و ناکس گفته‌ای، آری

تو صاحب دولتی، در حال مسکینان چنین بینی

بهشتی طلعتا، آن چشمهٔ کوثر لبت باشد

که در وی لذت شیر و شراب و انگبین بینی

قیامت میکند طبعم چو میبیند ترا، آری

قیامت باشد آن ساعت که مه را بر زمین بینی

جدا کن پرده از رخسار چون خورشید نورانی

که نور خرمن ماهش به معنی خوشه چین بینی

دو لعل خویش را یک دم به وصف خود زبانی ده

که همچون اوحدی ملک سخن زیر نگین بینی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به خودنگری و تأمل در خود اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر به درون خود نگاه کند، زیبایی‌ها و نکات عمیق عقل و دین را خواهد دید. او به معشوقش می‌گوید که اگر خواستار سر و دل او هست، باید در این لحظه به او اشاره کند. شاعر احساس گمگشتگی و ناامیدی خود را بیان می‌کند و از معشوقش می‌خواهد تا زیبایی‌های خود را نشان دهد، زیرا او را در اوج پاکی و کمال می‌بیند. در ادامه، وی به عظمت عشق و احساسات خود اشاره می‌کند و به زیبایی‌های معشوقش به مثابه بهشت و نعمت‌های بهشتی می‌نگرد. در نهایت، شاعر از معشوق می‌خواهد که حقیقت وجودش را نشان دهد و قدرت و زیباترین کلامش را آشکار کند.