غزل شمارهٔ ۸۶۴ اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
دلا، زین بدایت چه دیدی؟ بگوی
ز پایان و غایت چه دیدی؟ بگوی
ازین چار لشکر چه داری؟ بیار
و زان هفت آیت چه دیدی؟ بگوی
به وقت حمیت درین رزمگاه
ز اهل حمایت چه دیدی؟ بگوی
از آن کس که میداردت در عنا
نشان عنایت چه دیدی؟ بگوی
درین کشور از والیان بزرگ
طریق ولایت چه دیدی؟ بگوی
ازین عدل نامان غولی طلب
برون از جنایت چه دیدی؟ بگوی
اگر سر قرآن بدانستهای
در آن عشر و آیت چه دیدی؟ بگوی
روایتگرست این از آن، آن ازین
غرض زین روایت چه دیدی؟ بگوی
نهایت ندارد بیابان عشق
تو زین بینهایت چه دیدی؟ بگوی
ازین جاه جویان دعوی پرست
بغیر از حکایت چه دیدی؟ بگوی
چو نور هدی یافتی، اوحدی
ز چندین هدایت چه دیدی؟ بگوی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی تجربیات و مشاهدات شاعر از زوایای مختلف زندگی و حقیقت میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد که درباره آغاز و پایان، جنگ و حمایت، نشانههای عنایت و عدالت، و واقعیات عاشقانه بگوید. او به پرسشهایی درباره سیر و سلوک، علم به قرآن، روایتها و تجربههای عشق اشاره میکند و از او میخواهد که آنچه دیده و آموخته را بیان کند. در نهایت، شاعر بر اهمیت شناخت حقیقت و هدایت در مسیر زندگی تأکید میکند و از جستجوگران حقیقت میخواهد که تجربههای خود را به اشتراک بگذارند.