غزل شمارهٔ ۸۸ اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
نهان از نهان کیست؟ دلدار ماست
برون از جهان چیست؟ بازار ماست
به دستم ز باغ جهان گل مده
که بیروی آن نازنین خار ماست
اگر مقبلی هست،در بند اوست
وگر مشکلی هست، در کار ماست
بر ما به جز نام آن رخ مگوی
که او قبلهٔ چشم بیدار ماست
ندیدی رخش را، ز ما هم مپرس
بدیدی، چه حاجت به گفتار ماست؟
چو پندار باشی ز دلدار دور
که دوری هم از پیش پندار ماست
در آن مصر اگر شرمساری بریم
ازین صاع باشد، که دربار ماست
ز نار غم آن پری شعلهای
باین خرقه در زن، که زنار ماست
میان من و او حجاب اوحدیست
چو او رفع شد، روز دیدار ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و longing به یک معشوق خاص است. شاعر اشاره میکند که دلدار واقعی از عالم خارج فراتر است و عشق او تنها در نام و یادش خلاصه میشود. او از این میگوید که زیبایی و جذابیت معشوقش به قدری زیاد است که نیازی به توضیح بیشتری وجود ندارد. همچنین، وجود حجابهای مختلفی که بین او و معشوقاش قرار دارد، به معنای فاصله و جدایی است که باید برطرف شود تا روز ملاقات آنها فرا برسد. در نهایت، شاعر به عمق احساساتش نسبت به این عشق و قدرت آن در زندگیاش اشاره میکند.