غزل شمارهٔ ۹۱ اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
لاله افیون در شراب انداختست
نرگس و گل را خراب انداختست
از ریاحین چرخ در ناف زمین
نافهای مشک ناب انداختست
نغمهٔ شیرین مرغان سحر
شور در مستان خواب انداختست
عندلیب از عشق گل در بوستان
نالهٔ چنگ و رباب انداختست
شرم بادا لاله را! تا از چه روی
پیش ترک من نقاب انداختست؟
بر سر خوان غمش در هر طرف
از دل بریان کباب انداختست
ترک من تیری نیندازد خطا
خود چه گفتم؟ کی صواب انداختست؟
سرو مرد قامت او نیست، لیک
خر بسی خر در خلاب انداختست
عشقبازان در بهشتند،اوحدی
زهد ما را در عذاب انداختست
زود پوسد جامهٔ پرهیز ما
کین قصب بر ماهتاب انداختست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییهای طبیعت و عشق میپردازد. لاله و نرگس به عنوان نمادهای عشق و زیبایی، با ریاحین چرخ در زمین و پرندگان سحر به تصویر کشیده شدهاند. عشق و احساسات در اشعار مشهود است و شاعر به تأثیرات عمیق عشق بر دل و جان اشاره میکند. همچنین به تضاد بین زهد و عشق پرداخته شده و نشان داده میشود که عشق میتواند در عذاب و رنج نیز باشد. بهطور کلی، شعر نمایانگر احساساتی عمیق و تصاویری زیبا از عشق و طبیعت است.