نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۹ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

روزه‌داران را هلال عید ابروی شماست

شب نشینان را چراغ از پرتو روی شماست

ماه زنگی نسبت رومی رخ شاهی نسب

بنده آن چشم ترک و زلف هندوی شماست

مشک چینی را ز غیرت بر نمی‌آید نفس

زان دم عنبر، که در دام دو گیسوی شماست؟

این که می‌آید دم صبحست یا باد ختن؟

یا نسیم روضهٔ فردوس؟ یا بوی شماست؟

از بهشت ار شاهدی خیزد شما خواهید بود

در جهان ار جنتی باشد سر کوی شماست

سوختیم از مهرتان، هم سایه‌ای می‌افگنید

کندرین همسایه میل خاطری سوی شماست

حال محنتهای من محتاج پرسیدن نبود

محنت ما را، که خواهد بودن، از خوی شماست

تا ز دست آن سر زلف چو چوگان زخم خورد

این دل آشفته سرگردان تراز گوی شماست

بر دو رویم سال و مه این اشک خون رفتن روان

از دو رویی کردن دلهای چون روی شماست

گر کشیدم در کنار، از لاغری نتوان شناخت

کین تن باریک من، یا حلقهٔ موی شماست

اوحدی را دل ز سنگ انداز دوری خسته شد

باز پرسیدش، که آن مسکین دعاگوی شماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت بخشی از معشوق اشاره دارد و احساسات عمیق عاشقانه را بیان می‌کند. شاعر اظهار می‌دارد که وجود معشوق برای روزه‌داران مانند هلال عید است و نور شب‌نشینان از پرتو او می‌تابد. او به تشبیه‌های مختلفی از جمله مقایسه ماه و چهره معشوق و اشاره به عطر و بوی او می‌پردازد. شاعر همچنین به محنت‌ها و دردهای خود اشاره کرده و بیان می‌کند که این دردها از دوری معشوق ناشی می‌شوند. در نهایت، او به عشق و دلبستگی عمیق خود به معشوق اعتراف کرده و خواستار نزدیکی دوباره به اوست.