نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۴ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عالمی را دشمنی با من ز بهر روی تست

لیکن از دشمن نمی‌ترسم، که میلم سوی تست

چارهٔ دل در فراقت جز جگر خوردن نبود

وین جگر خوردن که می‌بینم هم از پهلوی تست

سال عمرم بر مهی شد صرف و آن مه عارضت

روز عیشم بر شبی شد خرج و آن شب موی تست

بر نمی‌دارم ز زانو سر به حق دوستی

تا نگه کردم سر زلفت که بر زانوی تست

گفته‌ای: مشکل برآید کام ازین طالع ترا

مشکلی در طالع من نیست، مشکل خوی تست

بر دل بیچارگان امروز هر زخمی که هست

زان کمان سخت می‌آید که بر بازوی تست

عالمی در گفت و گوی اوحدی زان رفته‌اند

کو شب و روز اندرین عالم به گفت و گوی تست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق خود نسبت به معشوق می‌پردازد. او از دشمنی که به خاطر معشوق به او تعرض می‌کند، نمی‌ترسد و این نشان‌دهنده‌ی عشق عمیقش است. شاعر از غم دوری معشوق به جگر خوردن اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چقدر در عشق خود رنج می‌کشد. او عمر خود را در انتظار معشوق سپری کرده و هر روزش را به یاد او می‌گذراند. همچنین، شاعر با اشاره به زخم‌های دل، نشان می‌دهد که عشقش چقدر برای او دردآور است. در نهایت، او به نقل قولی از دیگران اشاره می‌کند که نشان از مشغله‌های عشق و گفت‌وگوهای شبانه‌اش دارد.