نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۵ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دلم ز هر دو جهان مهر پروریدهٔ تست

تنم به دست ستم پیرهن دریدهٔ تست

ز حسرت دهنت جان من رسید به لب

خوشا کسی که دهانش به لب رسیدهٔ تست!

گزیدهٔ دو جهانی بسان طالع سعد

غلام طالع آنم که بر گزیدهٔ تست

ز سرکشی غرضت گر همین ستمکاریست

تو سرمکش، که دلم خود ستم کشیدهٔ تست

دلم چو خال تو در خون، چو زلفت اندر تاب

ز بوی آن خط مشکین نودمیدهٔ تست

فغان این دل مجروح تیر خوردهٔ من

ز دست غمزهٔ ترک کمان کشیدهٔ تست

بدیدمت: همه را کرده‌ای ز بند آزاد

جز اوحدی، که غلام درم خریدهٔ تست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر ابراز عشق عمیق شاعر به معشوق است. او از درد و رنج ناشی از جدایی و ستمی که بر دلش رفته، صحبت می‌کند. شاعر به زیبایی معشوق اشاره می‌کند و احساس حسرتی که نسبت به او دارد را بیان می‌کند. او در عین حال از سرکشی و ستم معشوق می‌گوید و در نهایت، به این نکته اشاره می‌کند که همه آزادند جز خود او که در عشق معشوق به بند رفته است. این شعر نمایانگر عشق، غم و شور و شوق شاعر است.