نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۲ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن ترک پری چهره، که مانند فرشتست

یارب، گل پاکش ز چه ترکیب سرشتست؟

انصاف توان داد که: با لطف وجودش

بنیاد وجود دگران از گل و خشتست

زین بیش مده وعده به فردای بهشتم

کامروز به نقد از رخ او خانه بهشتست

با قامت او هر که نشاند پس ازین سرو

بسیار کند سرزنش آن سرو که کشتست

گفتم که: بگویم به کسی درد دل خویش

از خود به جهان یک دل بی‌درد نهشتست

جان را نبود قیمت و دل چیست بر او؟

کس نام چنین ها نتوان برد، که زشتست

ای اوحدی، از سر بنهی بر خط او نه

کامروز کسی بهتر ازین خط ننوشتست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت یک دختر ترک اشاره می‌کند که او را مانند فرشته‌ای توصیف می‌کند. شاعر به قدرت و لطف وجود او اشاره دارد و می‌گوید که وجود افراد دیگر تحت تأثیر زیبایی او قرار دارد. او به این نکته اشاره می‌کند که نباید به بهشت وعده داد، زیرا زیبایی دختر می‌تواند بهشت را در همین دنیا به تصویر بکشد. با توجه به قامت او، هر کسی که در آینده به او توجه کند، باید از او خوششان بیاید و از آن سرو که در کنار او نشسته سرزنشی نکند. شاعر همچنین به درد و دل خود اشاره می‌کند و می‌گوید در این جهان کسی را نمی‌تواند پیدا کند که بدون درد و رنج زندگی کند. در نهایت، شاعر از یک نفر به نام "اوحدی" خواسته که بر روی خط زیبای این دختر توجه کند و می‌گوید که هیچ کس نمی‌تواند همانند این زیبایی را توصیف کند.