رباعی شمارهٔ ۱۸ اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
از لعل تو کام دل و جان نتوان خواست
فاشش نتوان گفت و نهان نتوان خواست
پرسش کردی به یک زبانم شب دوش
و آن عذر کنون به صد زبان نتوان خواست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، شاعر به احساس عمیق خود نسبت به عشق و معشوقهاش اشاره میکند. او میگوید که از لعل و زیبایی معشوق نمیتواند دل و جان طلب کند و نمیتواند بدون بیان عشق، درون خود را پنهان کند. همچنین اشاره به یک گفتگو در شب گذشته میکند که اکنون نمیتواند آن را به زبان بیاورد و احساسش را به درستی بیان کند. در کل، در این اشعار شاعر از شدت عشق و ناتوانی در بیان احساساتش سخن میگوید.