نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۵ - در مذمت بخل و بخیلان اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / جام جم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خوان اینان که خون دل پالود

ندهد لقمه جز که زهر آلود

زهر بر روی و زهر در کاسه

چون نگیرد خوردنده را تا سه؟

لقمه مستان ز دست لقمه شمار

کز چنان لقمه داشت لقمان عار

کاسهٔ پر پیاز دوغینه

به ز صد منعم دروغینه

دستش ار شربت دگر دهدت

دوغ او داغ بر جگر نهدت

خوردن رزق خویش و منت خلق

زهر خور، نان چه مینهی در حلق؟

آنکه بخشد ازین خسیسان دیگ

روغنی بر کشیده دان از ریگ

تا به باغ تو آفتی نرسد

به کسی از تو رافتی نرسد

خون نظارگی بپالودی

لبش از میوه‌ای نیالودی

با چنین لطف چشم بد ز تو دور

که بهشت آرزوت باشد و حور

بر درختی بدین برومندی

در باغ کرم چه می‌بندی؟

رو غریبانه سایه‌ای بر ساز

یا بیفشان و حلقها ترساز

دو سه سیب ار بما فرو دوسد

به از آن کانچنان همی پوسد

میوه چون هست، مایه‌ای برسان

هم به همسایه سایه‌ای برسان

عنبت سرخ گشت و عنابی

رخ چرا چون بنفشه میتابی؟

خوشه‌ای چونکه در نکردی باز

هم ز بالای در فرو انداز

چون مجال کرامتی باشد

بستن در غرامتی باشد

تا بهارست میوه‌ای میده

هم زکوتی به بیوه‌ای میده

جودکی خواند این صفت را دین؟

بخل را نیز عار باشد ازین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به نقد افراد بخیل و خودخواه می‌پردازد که از سر نفرت یا حسد، به دیگران چیزی نمی‌دهند یا فقط چیزهای نامناسب و بی‌ارزش به آنها می‌دهند. او می‌گوید که لقمه‌ای که از دست این افراد به دیگران می‌رسد زهرآلود و مضر است و آنها به جای بخشش، از چیزهای بی‌کیفیت می‌دهند. همچنین، شاعر به اهمیت مهربانی و بخشش اشاره می‌کند و می‌گوید که این ویژگی‌ها زیبایی‌های زندگی‌اند. او تأکید می‌کند که باید از خوبی‌ها و ثروت‌های خود به دیگران نیز بدهیم و این کار را نشانه‌ی نیکوکاری و ایمان به خدا می‌داند. در نهایت، شاعر از زیبایی‌های طبیعت و میوه‌های آن سخن می‌گوید و بر اهمیت جود و بخشش تأکید می‌کند.