بخش ۶۲ - تمامی سخن اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / منطقالعشاق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چو دید آن عاشق دلسوز خسته
همایون نامهٔ یار خجسته
به جوش آمد دلش از درد و اندوه
رخش چون کاه گشت و غصه چون کوه
ز نو آغاز کرد افغان و زاری
به زاری گفت با باد بهاری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
عاشق دلسوز که خسته و غمگین است، نامهای از یار خوشبختش دریافت میکند. دلش از درد و اندوه به تپش میافتد و حالش بد شده و غصه او را مانند کوهی سنگین کرده است. او دوباره شروع به ناله و زاری میکند و با باد بهاری به بیان درد دلش میپردازد.