نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲ پروین اعتصامی

پروین اعتصامی / قصاید / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

کار مده نفس تبه کار را

در صف گل جا مده این خار را

کشته نکودار که موش هوی

خورده بسی خوشه و خروار را

چرخ و زمین بندهٔ تدبیر تست

بنده مشو درهم و دینار را

همسر پرهیز نگردد طمع

با هنر انباز مکن عار را

ای که شدی تاجر بازار وقت

بنگر و بشناس خریدار را

چرخ بدانست که کار تو چیست

دید چو در دست تو افزار را

بار وبال است تن بی تمیز

روح چرا می‌کشد این بار را

کم دهدت گیتی بسیاردان

به که بسنجی کم و بسیار را

تا نزند راهروی را بپای

به که بکوبند سر مار را

خیره نوشت آنچه نوشت اهرمن

پاره کن این دفتر و طومار را

هیچ خردمند نپرسد ز مست

مصلحت مردم هشیار را

روح گرفتار و بفکر فرار

فکر همین است گرفتار را

آینهٔ تست دل تابناک

بستر از این آینه زنگار را

دزد بر این خانه از آنرو گذشت

تا بشناسد در و دیوار را

چرخ یکی دفتر کردارهاست

پیشه مکن بیهده کردار را

دست هنر چید، نه دست هوس

میوهٔ این شاخ نگونسار را

رو گهری جوی که وقت فروش

خیره کند مردم بازار را

در همه جا راه تو هموار نیست

مست مپوی این ره هموار را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به اهمیت خودآگاهی و دوری از وسوسه‌ها و هوس‌ها اشاره می‌کند. او می‌گوید که نباید نفس تبه‌کار را مدیون کرد و در صف گل جا داد. همچنین تأکید دارد که انسان باید از دسیسه‌ها و طمع‌ها پرهیز کند و با هنر و دانایی خود زندگی کند. شاعر به ما یادآوری می‌کند که زندگی‌مان باید با تدبیر و آگاهی باشد و از انجام کارهای بیهوده پرهیز کنیم. پیام اصلی این شعر نیز این است که انسان باید در انتخاب‌های خود دقت کند و از گرفتاری‌های بی‌مورد دور بماند. در نهایت، او به کسانی که در زندگی دلسوزانه حرکت می‌کنند، توصیه می‌کند که در پی خودشناسی و خودسازی باشند.