نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ - آتش دل پروین اعتصامی

پروین اعتصامی / مثنویات، تمثیلات و مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به لاله نرگس مخمور گفت وقت سحر

که هر که در صفِ باغ است صاحب هنریست

بنفشه مژدهٔ نوروز میدهد ما را

شکوفه را ز خزان و ز مهرگان خبریست

بجز رُخ تو که زیب و فرش ز خونِ دل است

بهر رخی که درین منظر است زیب و فَریست

جواب داد که من نیز صاحبِ هنرم

درین صحیفه ز من نیز نقشی و اثریست

میان آتشم و هیچگه نمی‌سوزم

هَماره بر سرم از جور آسمان شرریست

علامت خطر است این قَبای خون آلود

هر آنکه در ره هستی است در ره خطریست

بریخت خونِ من و نوبتِ تو نیز رسد

بِدستِ رهزن گیتی هَماره نیشتریست

خوش است اگر گلِ امروز خوش بود فردا

ولی میانِ ز شب تا سحر گهان اگریست

از آن، زمانه به ما ایستادگی آموخت

که تا ز پای نیفتیم، تا که پا و سریست

یکی نظر به گل افکند و دیگری بگیاه

ز خوب و زشت چه منظور؟ هر که را نظریست

نه هر نسیم که اینجاست بر تو می‌گذرد

صبا صباست، به هر سبزه و گلش گذریست

میان لاله و نرگس چه فرق، هر دو خوشند

که گل بِطرف چمن هر چه هست عشوه‌گریست

تو غرق سیم و زر و من ز خون دل رنگین

بفقر خلق چه خندی، تو را که سیم و زریست

ز آب چشمه و باران نمی‌شود خاموش

که آتشی که در اینجاست آتش جگریست

هنر نمای نبودم بدین هنرمندی

سخن حدیث دگر، کار قصهٔ دگریست

گل از بساط چمن تنگدل نخواهد رفت

بدان دلیل که مهمانِ شامی و سحریست

تو روی سَخت قضا و قدر ندیدستی

هنوز آنچه تو را می‌نماید آستریست

از آن، دراز نکردم سخن درین معنی

که کار زندگی لاله کار مختصریست

خوش آنکه نام نکوئی بیادگار گذاشت

که عمر بی ثمر نیک، عمر بی ثمریست

کسیکه در طلب نام نیک رنج کشید

اگرچه نام و نشانیش نیست، ناموریست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، لاله به نرگس می‌گوید که هر کس در باغ هنر داشته باشد، به نوعی صاحب زیبایی و استعداد است. بنفشه از آمدن نوروز خبر می‌دهد و شکوفه‌ها از گذشته و زمستان یاد می‌کنند. نرگس پاسخ می‌دهد که او نیز هنرمند است و در این دنیا نقش و اثر خود را دارد. او از آتش عشق و دردهایش سخن می‌گوید و بر خطراتی که در مسیر زندگی وجود دارد تأکید می‌کند. شاعر به زیبایی گل‌ها اشاره کرده و می‌گوید که هر نسیم نمی‌تواند به همه گل‌ها دست یابد و تفاوتی بین گل‌ها وجود ندارد. او تفاوت دنیای مادی و معانی بالاتر را مطرح می‌کند و بر اهمیت جستجوی نام نیک و مفاهیم معنوی تأکید می‌ورزد. در نهایت، شاعر به نکته‌ای اشاره می‌کند که زندگی و تلاش‌های او برای دستیابی به نام نیک و ارزش‌ها، حتی اگر به موفقیت ملموس نرسد، همچنان مهم و باارزش است.