نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۵ - نکوهش بیجا پروین اعتصامی

پروین اعتصامی / مثنویات، تمثیلات و مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

سیر یک روز طعنه زد به پیاز

که تو مسکین چقدر بدبویی

گفت از عیب خویش بی‌خبری

زان ره از خلق، عیب می‌جویی

گفتن از زشترویی دگران

نشود باعث نکورویی

تو گمان می‌کنی که شاخ گلی

به صف سرو و لاله می‌رویی

یا که همبوی مشک تاتاری

یا ز ازهار باغ مینویی

خویشتن بی‌سبب بزرگ مکن

تو هم از ساکنان این کویی

ره ما گر کج است و ناهموار

تو خود این ره چگونه می‌پویی

در خود آن به که نیکتر نگری

اول آن به که عیب خود گویی

ما زبونیم و شوخ‌جامه و پست

تو چرا شوخ تن نمی‌شویی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، سیر به پیاز طعنه می‌زند و از بوی بد او انتقاد می‌کند. پیاز در پاسخ می‌گوید که او از عیب خود بی‌خبر است و به همین دلیل به عیب دیگران می‌پردازد. پیاز تأکید می‌کند که صحبت کردن از زشتی‌های دیگران نمی‌تواند باعث زیبایی او شود و او نباید خود را بزرگ و مهم فرض کند. در نهایت، این گفتگو به این نتیجه می‌رسد که بهتر است هر یکی از آنها به عیب‌های خود بپردازند و خود را اصلاح کنند، زیرا هیچ‌یک از آنها بهتر از دیگری نیستند.