شمارهٔ ۱۱۳ امیر پازواری
مه دوستْ به سُرعَتتْ، اسبِ بدوُرهْ موننْ
گردنْ و دوشْ هَنْته گوکّی گوره مونن
سؤ آلِ عَرْقْ، شیشهْ گلُوره مُونن
برفهیِ دنباله، ماهِ نُو رهْ مُوننْ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
دوست من به شتابندگی مانند اسب تازنده است / گردن و شانهاش گویی مانند گاو کوهی است عرق پیشانیش مانند شیشه گلاب معطّر است / دنبالهی ابرویش مانند ماه نو است