شمارهٔ ۱۲۱ امیر پازواری
امیر گنه: تا مهرهْورزی آموتن
سی سال پیشتر مه تن تنه عشقْ سوتن
بسْ فتنوئه چاچی به دستْ، نوک اندوتن
الْکه منه سینه، نَشئهْ دوُتن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
امیر میگوید: تا مهرورزی تو را آموختم / سی سال پیشتر از آن، این تنم از عشق تو میسوخت پرتاب تیر با کمان چاچی که در دست تست، بسی فتنه گریست / سینهی من چون غربال است که نمیتوان آن را دوخت