شمارهٔ ۱۲۲ امیر پازواری
شایستهْ مره ته قدمِ گَرْدْ بیینْ
نشایستْ ترهْ مه خونهها پرْسیینْ؟
رقیبْآسا سگ ببیِنْ، ته در کتییِنْ
من تنه وَرْجهْ جَدا نتومّه بیینْ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
مرا سزاوار است که گرد پای تو شوم / ولی بر تو شایسته نیست، سراغ خانهی مرا بگیری؟ اگر رقیبآسا چون سگ شوم و در آستانهی در تو قرار بگیرم / نمیتوانم از کنار تو جدا شوم